تبليغاتX
گاه نوشت - مستی

گاه نوشت

شبي از روي مستي مي گذشتم از دم ويرانه اي
به ناگه چشم مستم خيره شد بر خانه اي
لنگ لنگان پيش رفتم تا کنار پنجره
ناگهان ديدم صحنه ي ديوانه اي
پدري کور و عليل

 مادري مات و مبهوت

 پسرک از سوزسرما دندان به لب

دختري مشغول عيش و نوش با بيگانه اي
زان پس لعنت فرستادم به خود تا دگر مست نروم سوي هر کاشانه اي
تا نبينم دختري عفت فروشد بهر نان خانه اي

 

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1384 11:0 توسط .... |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سلام...
من خویشاوند نزدیک هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمی کند
نه ابرو به هم می کشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق و نان و سایبان دیگران است
نه ایرانی را به انیرانی ترجیح می دهم و نه انیرانی را به ایرانی.من یک لر بلوچ کرد
فارسم.یک فارسی زبان ترک
یک افریقایی اروپایی استرالیایی امریکایی آسیایی ام.
یک سیاه پوست زرد پوست سرخ پوست سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین
مشکلی ندارم بلکه بدون حضور دیگران وحشت مرگ را زیر پوستم احساس می کنم.
من انسانی هستم در جمع انسانهای دیگر
در سیاره مقدس زمین که بدون دیگران معنایی ندارد.
یاحق


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مرداد 1387

تیر 1387
بهمن 1386
آبان 1386
تیر 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384




    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS