تبليغاتX
گاه نوشت - ســــكوت

گاه نوشت

  من سکوت خويش را گم کرده ام             لاجرم در اين هياهو گم شدم

من که خود افسانه می پرداختم              عاقبت افسانه مردم شدم

ای سکوت ای مادر فريادها                      ساز جانم از تو پر آوازه بود

تا در آغوش تو راهی داشتم                     چون شراب کهنه شعرم تازه بود

گم شدم در اين هياهو گم شدم                تو کجايی تا بگيری داد من

گر سکوت خويش را می داشتم                 زندگی پر بود از فرياد من

 

+ نوشته شده در شنبه سوم دی 1384 14:17 توسط .... |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سلام...
من خویشاوند نزدیک هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمی کند
نه ابرو به هم می کشد نه لبخندش ترفند تجاوز به حق و نان و سایبان دیگران است
نه ایرانی را به انیرانی ترجیح می دهم و نه انیرانی را به ایرانی.من یک لر بلوچ کرد
فارسم.یک فارسی زبان ترک
یک افریقایی اروپایی استرالیایی امریکایی آسیایی ام.
یک سیاه پوست زرد پوست سرخ پوست سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین
مشکلی ندارم بلکه بدون حضور دیگران وحشت مرگ را زیر پوستم احساس می کنم.
من انسانی هستم در جمع انسانهای دیگر
در سیاره مقدس زمین که بدون دیگران معنایی ندارد.
یاحق


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

مرداد 1387

تیر 1387
بهمن 1386
آبان 1386
تیر 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384




    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS